ثبت نام کنید
خرید نهایی 0
کد محصول :

استراتژی کلان بنگاه

0

قیمت با تخفیف : 36,000 تومان
ویژگی های محصول :

  1. برگشت محصول تا ۲روز
  2. ضمانت برگشت پول
  3. پشتیبانی ۲۴ ساعته


مقدمه

«با توجه به سرعت چشمگیر تغییرات صورت گرفته از طریق اینترنت، اکنون شرایطی گریزناپذیر جهت بقاء و موفقیت کسب و کار در آینده پیش آمده است، اما با این حال بهترین روش راهبردی نیز باید بر پایه تجربه باشد. در محیط‌های بسیار رقابتی و چالش برانگیز، تصمیم‌گیرندگان حوزه کسب و کار نمی‌توانند درس‌هایی که از گذشته گرفته‌اند، از جمله اشتباهاتی که پیش از این مرتکب شده‌اند را نادیده انگارند. این کتاب راهبردی در سطح سازمانی بر پایه تجربه 25 ساله در حوزه کسب و کار است، که بالطبع به راهنمایی قابل استناد در مورد چگونگی اثرگذاری فرایندهای تصمیم‌گیری بر افزایش و یا کاهش ارزش بدل شده است. این کتاب، منبعی غنی است و کسانی که در شکل‌دهی راهبرد‌ها، چه در واحد کسب و کار و چه در سطح سازمانی، درگیر هستند لزوماً باید آن را مطالعه کنند.»
آقای دیوید واکر، رئیس، بارکلیز 

«یکی از تاثیرگذارترین کتاب‌هایی که در سال 1994 به‌عنوان سرپرست راهبرد کلوراکس خوانده‌ام، کتاب راهبرد سطح سازمانی: ایجاد ارزش در شرکت چند کسب و کاره بوده است. مضمون کلی مزیت مادری  روشی آسان و بسیار موثر برای اندیشیدن در مورد چگونگی ایجاد ارزش افزوده توسط دفتر مرکزی بود. با بیش از بیست سال تجربه‌ای که دارم، هنوز هم در این مورد چیز بهتری نیافته‌ بودم تا اینکه این نسخه به روز شد.»
دن سیمپسون، کارمند ارشد راهبردی (بازنشسته)، شرکت کلوراکس
«به‌عنوان کسی که راهبرد سازمانی نویسنده را در طول 30 سال گذشته دنبال کرده است، در این کتاب که مطمئناً به منبعی موثق تبدیل خواهد شد، جامع‌ترین، عملی‌ترین و متعادل‌ترین رویکرد برای راهبرد سطح سازمانی را دریافتم. نویسندگان با تلفیق منطق ارزش افزوده با منطق کسب و کار و منطق بازارهای سرمایه، راهنمایی واقعی و آزمون شده را برای مدیران کسب و کار و سازمان‌هایی ارائه می‌دهند که مایلند برای شفاف‌سازی منابع اصلی ارزش افزوده و نهادینه کردن آن‌ها در تصمیمات و تمرکزات خود وقت بگذارند.
فیلیپ هساپسلاگ، دانشکده کسب و کار دین ولریک 

«هنوز هم شرکت‌های بسیار زیادی وجود دارند که بر کسب و کارهایی اصرار می‌ورزند که در آن باید محصولات خود را به صاحبان بهتری بفروشند. هنوز هم شرکت‌های بسیار زیادی هستند، که تحت عنوان رشد بر دامنه فعالیت خود می‌افزایند و در این فرایند غیرقابل کنترل به پیش می‌روند. نویسندگان درک عمیقی از این مسائل داشته‌اند و کتابی که ارائه داده‌اند از این حیث مساعدت و مشاوره خوبی ارائه می‌دهد.»
مارتین تیلور، نائب رئیس گروه RTL، عضو کمیته سیاست‌های مالی بانک انگلیس
مشاور بین‌المللی و مدیرعامل پیشین شرکت گلدمن ساکس، بارکلیز

«راهبرد سطح سازمانی کمبل  و گولد  ما را با مزیت مادری که یکی از مفیدترین دیدگاه‌های کسب و کار در سال‌های اخیر به شمار می‌رود، آشنا کرد. مزیت مادری هنوز هم یکی از حوزه‌های مهم و کمتر درک شده راهبرد به شمار می‌آید. در این به روز رسانی بسیار شایسته، نه تنها نمونه‌های جدید و توضیحاتی در مورد چگونگی افزایش و کاهش ارزش در شرکت مادر ارائه می‌گردد؛ بلکه مزیت مادری را با منابع ارزش حاصل از راهبرد واحد کسب و کار و راهبرد بازارهای سرمایه، که درک بهتری از آن‌ها صورت گرفته است، یکپارچه می‌سازد. من به جد این کتاب را توصیه می‌کنم.»
رابین بوچانان، رئیس، مایکل پیج 
رئیس پیشین دانشکده کسب و کار لندن و شریک ارشد بین‌اند کمپانی 

«گولد، کمبل و الکساندر، رهبران فکری راهبرد سطح سازمانی بودند زیرا آن‌ها بودند که مفهوم «مزیت مادری» را در سال 1994 عنوان کردند. ما به‌طور گسترده و موفقیت‌آمیزی از توصیه‌ها و ابزارهای آنان در این سال‌ها بهره برده‌ایم. این ایده‌ها به ما در اتخاذ تصمیمات مهم و ایجاد تغییر در شیوه مدیریت گروه یاری رسانید. اکنون، همراه با وایت‌هد، نه تنها فعالیت خود در عرصه مزیت مادری را گسترش داده‌اند؛ بلکه این نوع تفکر را با مفاهیم سنتی‌تر جذابیت کسب و کار و ارزیابی بازارهای سرمایه در هم آمیخته‌اند. این چارچوب نو، گامی به جلو محسوب می‌شود. من از اینکه این کتاب، تفکر و روش‌های ما را به اندازه فعالیت پیشگامان اولیه این مبحث تحت تاثیر قرار خواهد داد، کاملاً مطمئن هستم.»
پائولو آزِوِدو، مدیر عامل، سونائه 

«راهبرد سازمانی، موضوعی است که اغلب هیئت مدیره‌ها در سراسر جهان آن را اشتباه بکار می‌برند. در حالیکه شمار زیادی کتاب در زمینه راهبرد سطح کسب و کار وجود دارد، از نظر من تعداد کمی از آن‌ها به اصول راهبرد در سطح سازمانی پرداخته‌اند. کمبل و همکارانش متفکران پیشرو در این زمینه هستند و این مفاهیم را به شیوه‌ای عملی و روشن در این کتاب تشریح کرده‌اند (چگونه این مرکز می‌تواند ارزش افزوده ایجاد کند و مهمتر اینکه چگونه از کاهش ارزش جلوگیری به عمل آورد!) با بکارگیری این اصول در کسب و کارمان در آفریقا، از مزایای ارزشمند آن بهره‌مند شدیم.»
دکتر گراهام ادواردز، مدیر اجرایی، AECI (بازنشسته سال 2013)

«نویسندگان در زمینه راهبرد سطح سازمانی پیشرو هستند. آن‌ها با نگارش این کتاب، تجارب ارزشمندی که طی دو دهه در پروژه‌های متعدد کسب کرده‌اند را در اختیار ما قرار داده‌اند، ابزارهای جدیدی را به ما معرفی کرده‌اند که می‌تواند به مفهوم‌سازی فعالیت در سطح سازمانی کمک کند. خواندن این کتاب، نه تنها برای تیم مدیریت ارشد، بلکه برای کارگزاران راهبردها و رهبران نقش‌های سازمانی نیز حائز اهمیت است.»
پروفسور گئونتر مولر استیونز، موسسه مدیریتی IFB، دانشگاه سنت گالن 

راهبرد در سطح سازمانی، به طور خاص کتابی مفید برای بسیاری از شرکت‌های آسیایی است، شرکت‌هایی که اکنون در حال عبور از پورتفولیوی غیرمنسجم کسب و کارهای نامربوط به هم، به سوی ایجاد راهبرد سازمانی موثر هستند.»
جورج اس یپ، پروفسور در حوزه راهبرد و مدیر عامل، مرکز نوآوری چین
دانشکده کسب و کار بین‌المللی چین اروپا

«راهبرد در سطح سازمانی چهره مدیرانی را که با چالش مواجه هستند را مادامیکه مسئولیت فعالیت‌های متعددی را برعهده دارند، نشان می‌دهد. راهبرد، مربوط به کسانی می‌شود که در دولت و کسب و کار مشغول فعالیت هستند. در هر دو حوزه، راهبرد می‌تواند اوضاع را بدتر از آنچه هست کند، ارزش را کاهش دهد، یا چیزها را بهتر سازد و بر ارزش چیزها بیافزاید. اگر خواهان ارزش افزوده هستید، لطفاً این کتاب را بخرید و آن را مطالعه کنید.»
ویلیام دارتموث  (ارل دارتموث)، عضو پارلمان اروپا

«این کتاب با مساله کلیدی اغلب اقتصادهای توسعه یافته در ارتباط است: چگونه می‌توان به بهترین شکل کسب و کارهای چند کسب و کاره بزرگ را مدیریت کرد. این کتاب بر درک علمی نویسندگان این حوزه و تجاربی که در اثر بیش از سه دهه همکاری با کارفرمایان شرکت‌های بزرگ در این حوزه کسب کرده‌اند مبتنی است. نویسندگان پرسش‌ها و چالش‌هایی را که برای راهبرد سطح سازمانی ضروری است را مورد توجه قرار داده‌اند و راهنمای گران‌بهایی را برای کسانی که با چنین چالش‌هایی مواجه هستند ارائه می‌دهند. به این ترتیب، تمامی مدیرانی که مسئولیتی در حوزه مدیریت کسب و کارهای متعدد دارند، یا افرادی که به دنبال آن هستند باید این کتاب را بخوانند. با این حال، این کتاب نه تنها برای مدیران این کسب و کارها بلکه برای تمامی افرادی که در این کسب وکارها مشغول به فعالیت هستند، در آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند یا آن‌ها را مطالعه و مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهند مفید است.»
گری جانسون، استاد افتخاری مدیریت راهبردی
دانشکده مدیریت دانشگاه لنکستر  و نویسنده همکار راهبرد اکتشافی

«این کار، آخرین همکاری با راهبرد کسب و کار مرکز مدیریت راهبردی آشریج، ماحصل دانش و دیدگاه‌های بدست آمده طی بیش از 20 سال تحقیق و پژوهش است. این کتاب به دو پرسش کلیدی می‌پردازد: شرکت بایستی در چه کسب و کارهایی سرمایه‌گذاری کند و چگونه باید مدیریت شود؟ این موضوع به‌طور خاص با مدیران کسب و کارهای چند بخشی ارتباط دارد، اما با این حال مطالب زیادی را در اختیار دانشجویان مدیریت و قطعاً همه کسانی که با مسائل مربوط به طراحی سازمان در ارتباط هستند، (چه در بخش خصوصی و چه بخش عمومی) قرار می‌دهد. مطالعه این کتاب از پرداخت هزاران پوند برای حق مشاوره جلوگیری می‌کند.»
فیلیپ سدلر ، CBE، تومارو کمپانی 

دیباچه نویسندگان

این کتاب پایان سفری طولانی است، سفری که در سال 1983 آغاز شد، درست زمانیکه مایکل گولد از گروه مشاوران بوستون به دانشکده کسب و کار لندن (LBS) پیوست. مایکل به‌عنوان یکی از اعضای دانشکده LBS، کار تحقیقاتی خود را در زمینه تصمیم‌گیری سلسله مراتبی آغاز کرد. در سال 1984، اندرو کمبل از مک کینزی به مایکل پیوست. در آن زمان پروفسور جان استاپفورد، رهبری مرکز راهبرد کسب و کار را بر عهده داشت و از همراهی با شخصیت‌های برجسته‌ آن دوران مانند گری همل و راب گرانت برخوردار بود. این مکان، محلی مهیج برای کار و فعالیت بود.
مایکل در تلاش بود تا از «مدیریت راهبردی» در شرکت‌های چند کسب و کاره سر در بیاورد: شرکت‌هایی که به‌طور راهبردی مدیریت شده‌اند چگونه تصمیم‌گیری می‌کنند و با سایر شرکت‌هایی که این‌گونه مدیریت نمی‌شوند چه تفاوتی دارند؟ این تحقیق به نگارش کتابی تحت عنوان راهبردها و سبک‌ها انجامید که در سال 1987 منتشر شد، در این کتاب شرکت‌ها بر اساس پیشران راهبردی (سبک برنامه‌ریزی راهبردی)، پیشران مالی (سبک کنترل مالی) و دسته‌ای مابین این دو (سبک کنترل راهبردی) تقسیم شدند.

نکته مهمتر از نگاه کردن به گذشته، یافتن این نکته بود که مشارکت مدیران ارشد می‌تواند مثبت باشد و به تصمیمات بهتری بیانجامد، و یا منفی باشد و به تصمیمات غلط منتهی گردد. اثرات آن‌ها، آنچه تحقیقات نشان می‌دهد، قابل توجه و به ندرت خنثی بود. البته، در محافل علمی، سال‌ها زمان می‌برد تا چیزی کشف شود که همه مدیران از آن کاملاً مطلع باشند: «رئیس شما فردی تاثیرگذار است و تاثیرات وی همیشه مثبت نیست.»
این تحقیق علاوه بر این به نظریه احتمالی جدیدی انجامید. اگر این سبک با چالشی که کسب و کار با آن روبه‌روست سازگار باشد، به احتمال زیاد تاثیر مدیران ارشد بیشتر خواهد شد. اگر کسب وکار دراز مدت باشد، مانند نفت و دارو، سبک برنامه‌ریزی راهبردی به نظر می‌رسد که موفق‌تر باشد. اگر کسب و کار کوتاه مدت باشد، مانند آجر و یا لاستیک‌سازی، سبک کنترل مالی به نظر موفق می‌آید.
با این حال، این هم دیدگاهی بود مبتنی بر اینکه تاثیر مدیریت ارشد اغلب منفی بوده است و کار بیشتری را در پی داشته است. در آن زمان، در اواخر دهه 1980، پدیده جدیدی رخ داد. شرکت‌های چند کسب و کاره شکست خوردند و برخی شرکت‌های بزرگ مانند ICI و کورتالز در انگلستان، داوطلبانه کوچکتر و تجزیه شدند. مضاف بر اینکه، این امر موجب ایجاد ارزش شد. اثر منفی برخی گروه‌های سازمانی برای اولین بار به‌طور کامل رخ نمود. 
با ملحق شدن مارکوس الکساندر به مایکل و اندرو دانشکده کسب و کار آشریج آغاز به کار کرد و به طور عمیق‌تر به جست و جوی شرایطی پرداختند که تحت آن افزایش و یا کاهش ارزش رخ می‌داد. ما برای یافتن بهترین گروه‌های سازمانی مدیریت شده در سطح جهان به جست و جو پرداختیم و به نظریه بسیار دقیق و احتمالی در این حوزه دست یافتیم: گروه‌های سازمانی هنگامی موجب افزایش ارزش می‌شوند که فعالیت‌ها و تاثیرات حاصل از دفتر مرکزی نیازهای خاص هر بخش کسب و کار را مشخص کرده باشد؛ در غیر این صورت به میزان قابل توجهی موجب کاهش ارزش می‌شود.
این تحقیق، ماحصل دیگری نیز داشت: ایده «مزیت مادری». گروه‌های سازمانی برای احقاق حق خود در کسب و کارها با هم به رقابت می‌پردازند. بنابراین، آن‌ها نسبت به شرکت‌های رقیب مادر، به افزودن ارزش بیشتر (یا کاهش کمتر ارزش) نیاز خواهند داشت تا بدین وسیله از برنده شدن خود در این رقابت اطمینان حاصل کنند. به عبارت دیگر، شرکت مادر باید از مزیت‌های بیشتری نسبت به رقباء خود بهره‌مند باشد، این موضوع در مورد بخش‌های کسب و کار نیز صدق می‌کند. مفهوم مزیت مادری، که در سال 1994 در کتاب راهبرد سطح سازمانی منتشر شد، احساس پایان یافتن سفر را القاء می‌کرد. مایکل، اندرو و مارکوس توجه خود را به موضوعات زیر معطوف ساختند: چگونگی همکاری میان بخش‌های کسب و کار، اندازه مراکز سازمانی، طرح سازمان، رشد در کسب و کارهای جدید، راهبرد بین‌المللی، نقش ستاد مرکزی، همکاری با شرکای تجاری و علت اینکه گاهی افراد توانا تصمیمات احمقانه‌ای می‌گیرند.
اما در همین اثناء، ما به تدریس راهبرد سطح سازمانی و انجام پروژه‌های مشاوره‌ای با شرکت‌های سراسر جهان مشغول بودیم. پس از نزدیک  به20 سال، اکنون دریافتیم که 1994 انتهای این سفر نبود؛ بدون اینکه متوجه باشیم اندیشه ما پیشرفت کرده است.
در سال 1994، در برابر شکل‌گیری گروه مشاوره بوستون واکنش نشان دادیم. می‌خواستیم آن را با «پورتفولیوی آشریج» جایگزین کنیم. اما طی این سال‌ها متوجه شدیم که این دو ایده با هم تعارضی ندارند. گروه‌های سازمانی به کسب و کارهای خوب و توانایی برای افزایش ارزش نیاز دارند. هر دو مورد حائز اهمیت هستند. هر دو باید بخشی از راهبرد سطح سازمانی باشند.
جو وایت‌هد اخیراً به آشریج پیوست، با بیست سال سابقه در ارائه مشاوره در حوزه مباحث مدیریتی و تا حدودی با تحقیقاتی که در زمینه اینکه چرا شرکت‌ها توجه کمتری به تفکر «مزیت مادری» معطوف می‌دارند، دیدگاه متفاوتی را ارائه داد. وی خاطر نشان کرد، نیروهای پیشران قانونی دیگری نیز در تصمیمات سطح سازمانی دخیل هستند. مدیران علاوه بر تمایل برای داشتن کسب وکارهای خوب، از بازارهای سرمایه نیز متاثر می‌شوند. اینطور به نظر می‌رسد که پیاده‌سازی راهبردها دارد غیرقابل انجام می‌شود؛ زیرا بازارهای سرمایه به برخی کسب و کارها بیش از حد توجه می‌کنند و برخی دیگر را نادیده می‌گیرند. راهبردهای جدید باز هستند زیرا انواع مشخصی از کسب و کارها را با قیمت مناسب در اختیار قرار دارند. البته، تاثیرات بازار سرمایه همیشه در کار مشاوره ما مشخص بوده است، اما پیش از این تلاشی برای فرمول‌بندی این عامل به شیوه‌ای که راهبردهای سطح سازمانی را توسعه دهد، صورت نداده بودیم.
بنابراین این کتاب حالت کنونی تفکر جمعی ما را بازگو می‌کند. احساسی است کمتر از جنگیدن و چیزی بیشتر از تشریح مسیری منطقی که همه شرکت‌ها باید آن را دنبال کنند. به‌طور حتم این پایان سفر نیست، اما احساسی به شما می‌دهد که گویی این سفر در آینده نسبت به گذشته راحت‌تر 
شده است.

یک بخش از این سفر که هنوز باید تکمیل شود، ترکیب راهبرد سطح سازمانی و راهبرد بین‌المللی است. بسیاری از مسائل مشابه هم هستند، اما ابزارها و زبانی که بکار می‌گیرند متفاوت است. در قسمت ضمیمه اشاره‌ای به ارتباط این دو شده است، تا بدین وسیله نشان دهد در کجا یک رشته می‌تواند به دیگری کمک کند. ما قدم اول را برداشتیم اما کارهای بیشتری در این زمینه باید صورت گیرد. 
ما از سفر خود لذت بردیم و بر این باوریم که باید به شرکت‌هایی که دارای بخش‌های کسب وکار متعددی هستند کمک کنیم تا موفق‌تر شوند. امیدواریم نتایجی که به دست آوردیم مثمر ثمر باشند.

اندرو، جو، مارکوس، مایکل

تقدیر و تشکر

این کتاب حاصل 30 سال تحقیق، تدریس و بحث است. در این مسیر، افراد زیادی روایت‌ها و نظرات خود را ارائه دادند؛ آنقدر زیاد که نه می‌توان از نام آن‌ها فهرستی تهیه کرد و نه حتی نامشان را به خاطر آورد.
با این حال، در زمینه مطالعات موردی این کتاب از حمایت‌های خاصی بهره‌مند شدیم که مایلیم از آن‌ها تشکر کنیم. متاسفانه از میان افرادی که به ما کمک کردند تعدادی مایل بودند ناشناس باقی بمانند و یا شرکت‌ها ترجیح می‌دادند نامی از آن‌ها برده نشود، لذا این امر تشکر و قدردانی آشکار ما از آن‌ها را دشوار ساخت. اما، در این میان می‌توانیم از زحمات هنری الکینگتون، کریس فلوید، پال مارش، فیل رنشاو، یان وستون و سون کانیش تشکر کنیم.
علاوه بر این، از حمایت مدیران همکارمان در مرکز مدیریت راهبردی آشریج، فلیکس باربر، استفان بونگای، آنتونی فریلینگ و نیل مونری، و کمک‌هایی را که مدیران راهبردی شرکت‌های عضو این مرکز طی این سال‌ها به ما کرده‌اند کمال تشکر را دارم. مضاف بر این دانشکده کسب و کار آشریج تحت نظارت کای پیترز، حمایت گسترده‌ای از ما داشته است.
اما چه بسا افرادی بیشتر از کسانی که از آن‌ها یاد شد در نگارش این کتاب نقش داشته‌اند. لذا این کتاب را به همه کسانی تقدیم می‌کنیم که در طول این سال‌ها دیدگاه‌ها و نظرات خود را ارائه ‌داده‌اند با اعتقاد بر اینکه کمک‌های آنان راهگشای نسل‌های آتی باشد. بایستی به‌طور مشخص از آقای کریستوفر هاگ، آقای دیوید واکر و فیلیپ سدلر که به راه‌اندازی مرکز مدیریت راهبردی آشریج کمک شایانی کردند سپاس‌گزاری کنیم. امید آن‌که این کتاب حقی را که آن‌ها به گردن ما دارند را ادا کند.

دیباچه مترجمین

در صده اخیر شاهد رشدهای انفجارگونه در اقتصاد جهان بوده‌ایم و شرکت‌ها، سازمان‌ها و ارگان‌های کلان اقتصادی بازیگران اصلی و پرچم داران این روند بوده‌اند. به عبارتی دیگر رشد اقتصادی جوامع همواره وابسته به عملکردِ این بنگاه‌های اقتصادی فعال در آنها بوده است و هرچه در زمان به پیش می‌رویم ارزش عملکرد بنگاه‌های اقتصادی برای جوامع و دولتها آشکارتر می‌شود.
از سوی دیگر نیز بر هیچکس پوشیده نیست که دلیل بحران اقتصادی دهه ابتدایی قرن بیست و یکم حاصل عملکرد اشتباه چنین بنگاه‌های بزرگی بوده است که جریانات مالی کشورهای صنعتی و توسعه یافته را هدایت می‌کردند. با توسعه بنگاه‌های بزرگ اقتصادی که در اغلب کشورها به بنگاه‌های مادر تبدیل شده‌اند به مرور سوالات مرتبط و نیازهای ویژه این بنگاه‌ها مطرح گردید، از این روی دانشمندان و نظریه پردازان معتبر علمی دنیا، رویکردی جدی‌تر به مقوله بنگاه‌های بزرگ اقتصادی پیدا نمودند و مدارس کسب و کار، طرح‌های مطالعاتی متعددی تعریف کردند تا در این توسعه و تکامل نقشی مؤثر داشته باشند. دولت‌ها نیز به‌عنوان عامل تعیین کننده در مدیریت شرایط محیطی کسب و کار، رویکردی پویا‌تر نسبت به گذشته اتخاذ نموده‌اند.
یکی از معتبرترین مدارس کسب و کار جهان به نام آشریج به همت دو نفر از دانشمندان خود آقایان گولد و کمبل بالغ بر بیست سال است که به مطالعه و بررسی شرکت‌های بزرگ می‌پردازد. رویکرد این موسسه و مدرسان آن همواره با محوریت توسعه، تطبیق و پیاده‌سازی متوازن استراتژی در این‌گونه بنگاه‌ها بوده است. نویسندگان کتاب حاضر تعابیر و اصطلاحات پراهمیت و کاربردی همچون بنگاه مادر، مزیت مادری، ارزش افزایی بنگاه مادر را به ادبیات مدیریت افزوده، یا توسعه داده‌اند. آنچه نویسندگان این کتاب بیش از هر چیز دیگری بر آن تمرکز داشته‌اند چگونگی ارتباط مدیران ارشد یک بنگاه مادر با واحدهای تابعه آن است. بر اساس نظر نویسندگان، مدیران ارشد در شرکت‌های بزرگ، تأثیر دوگانه‌ای بر واحدهای تابعه مستقل و غیر مستقل دارند. از طرفی با اتخاذ راهبردهای درست و به موقع امکان ارزش افزایی در این واحدها را فراهم می‌آورند و از دیگر سوی درصورت انتخاب سیاست‌های راهبردی نادرست و یا اجرای نابهنگام آنها باعث تخریب ارزش می‌شوند. نویسندگان این کتاب با تشریح مناسب مسئله در نهایت به ارائه چهارچوب و راهکارهایی اساسی جهت مدیریت شرکت‌های بزرگ با واحدهای تابعه متعدد می‌پردازند که در غالب استراتژی‌های دفاتر مرکزی نمایان می‌گردد و این موضوعِ مهم تنها در صورت همگنی و انسجام همه رفتارها و سیاست‌ها درتمامی سطوح بنگاه مادر حاصل می‌شود.
مترجمین این کتاب نیز خود افتخار خدمت در سطوح راهبردی در شرکت‌های بزرگ چند کسب و کاره -که در ایران به‌عنوان هلدینگ شناخته می‌شوند- را داشته‌اند و به‌طور مستمر با مسائل مترتب بر این شرکت‌ها مواجه بوده‌اند. بر همین اساس و با درک ضرورتِ توجه به این مقوله در کشور، گروه مترجمین کتاب حاضر -که به گواه مدیران ارشد بنگاه‌های بزرگ دنیا از بهترین مراجع برای هدایت و رهبری شرکت‌های مادر و شرکت‌های تابعه می‌باشد- را انتخاب نموده‌اند تا در توسعه و فراگیر نمودن این دانش در کشور سهمی داشته باشند. 
نیاز مبرم کشور به حصول رشد اقتصادی که خود مستلزم توسعه کسب و کارها بخصوص در سطح بنگاه‌های بزرگ اقتصادی است ایجاب می‌نماید که هر اندیشمند و مخاطب علم مدیریت در خصوص عملکرد اینگونه بنگاه‌ها در ایران بیاندیشد و در رابطه با چگونگی بهره‌گیری از دانش و تجربه ارزنده جهان ارائه راهکار نماید. امید است ترجمه کتاب پیش‌رو پنجره‌ای جهت اندیشیدن برای یافتن راهبردهای بهینه در شرکت‌های مادر ایرانی باز نماید.

رضا طحان لتیباری، جاویدان محسنی، محمد جواد مجلسی

مشخصات کتاب
مولف اندرو کمبل / جو وایت هد / مارکوس الکساندر / مایکل گولد
مترجم رضا طحان لتیباری / جاویدان محسنی / محمدجواد مجلسی
تعداد صفحات 396
سال چاپ آخر 1397
نوع قطع وزیری

نظر شما چیست ؟

نام
ایمیل
متن نظر
عبارت داخل تصویر